تبليغاتX
نیروانا


نیروانا

بشر در اغاز با اگاهی کامل از رسالتی که بر عهده دارد پای به جهان هستی می گذارد .

اما بعد از ورود به دنیای مادی به تدریج هدف اصلی را به ذهن ناخوداگاهش سپرده

و ان را در سیر تکاملی اش به سوی بلوغ فراموش می کند.

در این بین گاهی جرقه ای از انچه در اعماق ذهنش نهفته است به اگاهی اش
 الهام می بخشد .

اما چون قادر به درک کامل ان نیست بدون ان که تعمقی در موردش انجام دهد
از ان می گذرد وچه بسا بدون موفقیت در انجام رسالتی که بخاطرش متولد شده
 دوباره به ماورا برمی گردد.

مراقبه تنها راه رسیدن به ضمیر نا خود اگاه ورسیدن به ماموریتی است که
 بخاطر ان به دنیا امده ایم .

حقیقت را می توان در میان دم وباز دم یافت .

پس از دم ودرست قبل از باز دم قبل از انکه نفس بیرون بیاید نتیجه نیک است
 اینجا مکان حقیقت است .

تنها چیز غیر دنیوی عشق است .تنها در عشق است که
 مقایسه جنگ وخشونت وجود ندارد .

اگر عاشق باشی انرژی هایت انباشته می شود .

تقسیم ودوگانگی وجود نخواهد داشت واین انرژی هر چه بیشتر باشد

بیشتر به مهربانی عاشقانه غیر شخصی ومهر ومحبت تبدیل می شود
 و بیشتر از جنسیت فاصله می گیرد.


دوستتان دارم یکدیگر را بیشتر دوست بدارید....................


نوشته شده در شنبه 1391/02/23ساعت 11:22 توسط ناهید

بخشش بزرگترین لذت زندگیست .

من با اهدای عشق ، دنیا را نورانی می کنم

و هرآنچه در آرزویش هستم و رویای آن را در سر می پرورانم

به دنبالم خواهد آمد.

خدایا مرا یاری کن تا روز خود رابا اهدای عشق الهی و سپاس و وفاداری آغاز کنم

و همین عشق الهی را به دیگران هم انتقال دهم

و با آن به کل جهان بنگرم.

اسکاول شین

نوشته شده در جمعه 1391/02/01ساعت 11:37 توسط ناهید

بنابر فلسفهٔ بودائي، هيچ‌چيز در جهان به يک وضع و حال باقى نمى‌ماند.

جهان متشکل از امواج حيات يا سنسارا(Sansara) است

که مرتب در حرکت و برخورد است.

انسان وابسته به شخصيت خود است، هيچ‌کس در اصل وجود،

عالى نيست بلکه بايد از راه نجات، در تسلسل دورى حيات و مرگ،

پليدى را از بين ببرد

تا داخل نيروانا (nirvana نيستى و خاموشى مطلق فرد در اميال و شهوات ) شود.

انسان تا حدى آزاد است که مى‌تواند براى هر عمل به اختيار خود تصميم بگيرد

حتى قلمرو حيات انسان نيز محدود و مشروط نيست.

نوشته شده در یکشنبه 1391/01/27ساعت 18:58 توسط ناهید

اگر تمام بیابانها را طیّ کنی‌،....

 اگر سراسر دریاها را شنا کنی‌ ،...

 اگر فراز آسمانها را پرواز کنی‌ ،... 

اگر همه قلّه‌ها را فتح کنی‌ ،....


 اگر تا ابد دور کعبه بچرخی ،... 

هرچه بگردی ،... کمتر خواهی یافت،....
رها کن ،.... 

گاهی‌ در چک چک قطره آبی،... در گلبرگ نسترنی ،...
 

در بال زدن شاهپرکی ،.... در آواز شور انگیز بلبلی،....


 یا حتی در هنگام بند زدن دلی شکسته ،... یا گرفتن دستی‌ ،...


او را خواهی شناخت ،....،....
خودش به موقع می‌‌آید ،....


رها کن،....
خودت و دنیا را ،.... هر دو ،... را ،... رها کن.
نوشته شده در یکشنبه 1391/01/27ساعت 18:10 توسط ناهید

فرصتها

در عجبم ،... که در هیاهوی این عمر فانی ،.... همچون وزغ ائی ،..

منتظر در آبگیر ،... که در کمین حشرات است ،.... در پی‌ فرصتها أیم ،....

مادیات ،... ما را از راه بدر کرده ،..... معنویت گم شده ،...

پایان این ر‌ه به ناکجا آباد است ،.... تو خودت مقصد شو ،....

کهکشانها در درونت در گردشند ،.... و تو از آنها غافلی ،....

بدنبال چه می‌‌گردی ؟ ،.... به خود ای‌،...

خدا را در ژرفای درونت لمس کن ،... عشق را نفس خواهی کشید.

نوشته شده در پنجشنبه 1391/01/17ساعت 21:21 توسط ناهید

درود بر فرزندان پارس و میراث داران شاهنشاه ایران کوروش کبیر.

 

ای هم نژاد آریایی بلندای عمرت به بلندی نام ایران.

 

سال 1391 بر همگان مبارک.

نوشته شده در دوشنبه 1390/12/29ساعت 22:50 توسط ناهید

 

خدایا ای پروردگار جهانیان


در این جمعه ی آخر سال همه ی رفتگان ما را ببخش و بیامرز

 و روحشان را شاد گردان


بر تن تمام کسانی که در بستر بیماری بسر میبرند بخصوص بیمارانی

 که در بیمارستانها بستری هستند لباس عافیت بپوشان تا با تنی سالم در

 آغوش خانواده سال جدید را آغاز کنند


بهترینها را برای ما وپدر و مادر و فرزندانمان

 در این سال جدید رقم بزن


روزی ما را حلال

 و به آن خیرو برکت عطا فرما


کریما ما را یک لحظه به خودمان وامگذار


عاقبت ما را بخیر گردان


بر تمامی گناهان و خطاهای ما قلم عفو بکش


آمین ای مهربان ترین مهربانان

 

 

نوشته شده در جمعه 1390/12/26ساعت 11:23 توسط ناهید

آرامش چیست؟؟؟


نگاه به گذشته و شکر خدا


نگاه به آینده و اعتماد به خدا


نگاه به اطراف و جستجوی خدا

 


نگاه به درون و دیدن خدا


لحظه هایت سر شار از بوی خدا ...

 

نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/23ساعت 21:24 توسط ناهید

  جان ها در اصل خود عیسی دمند


                                 یک زمان زخمند و گاهی مرهمند


گر حجاب از جان ها برخاستی


                               گفت هر جانی،مسیح آساستی

                                                         مولانا

نوشته شده در چهارشنبه 1390/08/25ساعت 16:8 توسط ناهید

باشد که رها باشم.

رها از تمامی خشمها، نفرتها، بدخواهی ها و دشمنی ها.

باشد که عشق و نیک خواهی ، صلح و هماهنگی را در خود پرورش دهم.

باشد که از نفرت و بد خواهی نماند اثری .

باشد که عشق و خیر خواهی پر سازد  کردار،پندار و زندگی را.

باشد که عشق وخیر خواهی پرسازد کردار پندار و زندگی را.

باشد که امواج عشق سراسر برکه ی ذهن را در برگیرد.

باشد که همه شاد باشند.

در آرامش باشند.

     در هماهنگی باشند.

           به رهایی برسند:

                   رهایی    رهایی    رهایی

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1390/06/23ساعت 17:50 توسط ناهید

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هردم


                  جرس فریاد میدارد که بر بندید محملها


خواجه حافظ شیرازی

نوشته شده در پنجشنبه 1390/06/17ساعت 10:24 توسط ناهید

 

ما با مراقبه کردن، مانند شمعی هستیم که می خواهد به تاریکی

بگوید "من میخواهم متفاوت باشم."

 

تعادل خاموش ما به اظهار فضل های پر حرارت

و عقاید و نگرش های تند ما می گوید

"من میخواهم متفاوت باشم."

 

توبۀ یگانه ما، به طرفداران اغواﺀ کنندۀ تفریحات شهوانی

میگوید "من میخواهم متفاوت باشم."

 

عزم راسخ ما به مسببین زشتی شادی ها ی زود گذر

می گوید "من میخواهم متفاوت باشم."

 

مراقبه من یک سکوت است اما شمع قدرتمندی است

که به تمام نیروهای تاریکی می گوید

"من میخواهم متفاوت باشم."

 

نوشته شده در چهارشنبه 1390/06/02ساعت 9:50 توسط ناهید

 

بر مشوران تا شود این آب صاف

واندر او بین ماه و اختر درطواف

زانک مردم هست هم چون آب جو

چون شود تیره نبینی قعر او

قعر جو پر گوهر است و پر ز در

هین مکن تیره که هست او صاف حر

جان مردم هست مانند هوا

چون بگرد آمیخت شد پرده سما

مانع آید او ز دید آفتاب

چونک گردش رفت شد صافی و ناب

با کمال تیرگی حق واقعات

می نمودت تا روی راه نجات

                                                                          مولانا

نوشته شده در پنجشنبه 1390/05/27ساعت 18:45 توسط ناهید

فایده های مراقبه:

تمرکز ذهن افزایش می یابد.

آگاهی و هوشیاری ذهن پیشرفت میکند.

 تسلط بر ذهن پیشرفت میکند.

حافظه قوی تر میگردد.

قدرت تصمیم گیری افزایش می یابد.

اعتماد به نفس بیشتر میشود.

آشفتگی ،ترس، فشار عصبی، عصبانی شدن و زیر فشار بودن،

کم میشود.

ظرفیت کار و مطالعه افزایش می یابد.

 توانایی درک وبیان افزایش می یابد.

 ذهن، سالم ، پاک  و قوی می شود.

 شخص سرشار از آرزوهای خوب برای دیگران می گردد.

 برای به دست آوردن تمام این فایده ها ،لازم است که این مراقبه را

 دوبار در روز

(صبح و شب) به مدت ده تا پانزده دقیقه تمرین کنید.

 شاد باشید.

نوشته شده در دوشنبه 1390/05/24ساعت 10:0 توسط ناهید

 

       

                "الهی مشتاقم که جسمم که ذهنم

 

                              که روحم که جانم ریشه وجودیم

            

                               در شفای کامل الهی باشد."

نوشته شده در سه شنبه 1390/05/18ساعت 13:10 توسط ناهید

 

فقط با عشق است که شخص می تواند سکوت را بفهمد.

این ذهن ساکت، گل نیلوفر آبی قلب،

با همه جور وا جوری اش در صلح ریشه دارد و

از آبگیر عشق – شفقت بطور طبیعی سر بر می آورد.

 

هیچ وعده غذایت را بدون قسمت کردن نگذران

و هیچ بخششی را بی قدردانی مگذار.

هیچ کس را از قلبت بیرون نکن،

زیرا فقط عشق است که می تواند نفرت را متوقف سازد.

فقط سایه ی دشمن من تاریک است.

زیرا نور عمیق درون، بسیار روشن است

 

نتیجه گیری عقل من این است که من هیچ چیز نیستم.

اما قلب عاشقم می گوید

من همه چیز و همه کس هستم.

نوشته شده در شنبه 1390/05/15ساعت 10:27 توسط ناهید

 

شرایط ما انسانها مانند شخص انگشت شکسته ای است

 که با لمس هرجا درد را تجربه می کند.

  

هرجا را که ما لمس می کنیم،

 درد، مریضی، مصیبت، پیری و مرگ است،

درد جدایی از افرادی که دوستشان داریم؛ 

درد چیزهایی که نیازی به آن نداشته و انتظارشان را نداریم.

 از اینها نمی توانیم بگریزیم.

 ونیاز به گریز هم نیست.

 ما فقط باید انگشت شکسته را درمان کنیم.

  

پس آن را در آتل قانون طبیعت قرار دهیم،

 با مرهم تمرکز تسکین دهیم

 و با شفقت تیمارش کنیم.

نوشته شده در جمعه 1390/05/14ساعت 10:1 توسط ناهید

تکنیک مراقبه:

 

راحت بنشینید، پشت و گردن خود را صاف نگهدارید.

 چشمانتان را به آرامی ببندید.

 اگر عینک می زنید، عینک خود رابردارید.

 دهانتان را هم ببندید.

 تمام توجه خود را در جلو سوراخ های بینی متمرکز کنید.

 از نفس طبیعی،هنگامی که واردمی شود،هنگامی که خارج می شود،آگاه باشید.

 سعی نکنید نفس را کنترل کنید، یا آن را بشمارید و منظم نمایید.

هیچ کلمه ای را به آن اضافه نکنید، هیچ کلمه ای را تکرار نکنید

 (مثلا یک مانترا)هیچ چیزی را تصور نکنید.

هنگامی که ذهن سرگردان میشود،توجه را به نفس برگردانید

 و از تنفس آگاه باشید.

سعی کنید از هر نفسی که وارد و خارج می شود ،

آگاه باقی بمانید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1390/05/11ساعت 14:14 توسط ناهید

ماباید ازجایی که هستیم آغازکنیم

نه ازجایی که میخواهیم باشیم.

برای قرار گرفتن درجایی که میخواهیم باشیم

باید درجایی که هستیم مستقر شویم.

 

شاید ما در جهنم ایم،

اما اگر ما صبور باشیم و اجازه دهیم که جهنم وحشتناک باشد،

سپس این تعادل ذهن،

این رضایت آرام،

جهنم را به بهشت تغییر می دهد.

 

تفاوت میان بهشت و جهنم بسیار ناچیز است

و چیزی نیست جز تعادل ذهن.

نوشته شده در چهارشنبه 1390/05/05ساعت 9:41 توسط ناهید

نوشته شده در جمعه 1390/04/31ساعت 16:49 توسط ناهید

روشن بینی چیزی جزهشیار بودن نیست.

من تلاش میکنم که ازگذشت هر لحظه کاملا هشیار باشم.

و کاملا آگاه از پرواز هر پرنده ای در نسیم زندگیم.

 

وقتی بادهای حرص کاهش یافته،

طوفانهای منیت نبوده،

و جنون خشم نیز وجود ندارد.

مطمئنا تنها یک نسیم باقی میماند.

 

بیدارم.

آگاهم.

بانشستی خاموش حتی وقتی که تکان میخورم.
نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/30ساعت 12:23 توسط ناهید

 

با مشاهده نفس در پی نفس

حقیقت،خود را آشکار میسازد.

با مشاهده حقیقت در پی حقیقت

به حقیقت غایی دست خواهی یافت.

 

نوشته شده در چهارشنبه 1390/04/08ساعت 9:10 توسط ناهید

نوشته شده در چهارشنبه 1390/04/08ساعت 9:9 توسط ناهید

 هر چه اندوه درون شما را بیشتر بکاود جاي شادي در وجود شما

بیشتر می شود.مگر کاسه اي که شراب شما را در بردارد همان

نیست که در کوره ي کوزه گر سوخته است؟


مگر آن نی که روح شما را تسکین می دهد همان چوبی نیست

 که درونش را با کارد خراشیده اند؟


هرگاه شادي می کنید به ژرفاي دل خود بنگرید تا ببینید که سرچشمه ي

 شادي به جز سرچشمه ي اندوه نیست.

جبران خلیل جبران

نوشته شده در چهارشنبه 1390/04/08ساعت 8:6 توسط ناهید

نوشته شده در سه شنبه 1390/04/07ساعت 7:40 توسط ناهید


یک قلب زیبا، یکی از زیباترین معابد دنیاست.


پس به زیبایی قلبت ببال.


نوشته شده در دوشنبه 1390/04/06ساعت 10:6 توسط ناهید

خداوند یک شخص نیست، بلکه تنها تجربه ای است که تمام هستی را به

پدیده ای زنده مبدل می سازد؛ تنهایی او مطرح نیست. او با زندگی می تپد!

 با زندگی که دارای ضربان است. لحظه ای که دریابی که دل هستی می تپد

خداوند را کشف کرده ای.

       اوشو

نوشته شده در یکشنبه 1390/04/05ساعت 19:28 توسط ناهید

 

سخنان اوشو ...کتاب یک فنجان چای

معبد خداوند فقط به روی

دلی شاد و آواز خوان و رقصان باز است .

دل گرفته را به این معبد راهی نیست ،

پس ، از اندوه اجتناب کن.

دل خود را از همه رنگ ها سرشار کن

درخشان و رنگارنگ مثل یک طاووس-

و برای این ( دلشادی و آواز و رقص )به دنبال دلیلی نباش .

کسی که برای شادی دلیلی می جوید ، شاد نخواهد بود .

(چون شاخ تر به رقص آ ) و نغمه ساز کن-

نه برای دیگران ،

نه به خاطر چیزی ،

برقص ، فقط به خاطر رقص ؛

بخوان ، فقط برای آواز ؛

آن گاه سرتا پای زندگی ات ملکوتی می شود ،

و فقط در این حالت است که همه چیز رنگ نیایش به خود می گیرد .

این گونه زیستن ، آزاد بودن است....

آرزومند سعادت نباش

زیرا نفس همین آرزو ، مانعی بر سر راه است .

زندگی ات را به آرزو زنجیر نکن

و به هیچ هدفی چشم ندوز.

آزاد زندگی کن !

لحظه به لحظه زندگی کن !

و از چیزی نترس ، از ترس هم ازاد شو ،

زیرا چیزی برای از دست دادن نداریم –

چیزی هم بدست نمی آوریم ،

- و وقتی این را بفهمی ،

کمال زندگی ات تحقق می یابد ،

اما هیچ گاه مثل گدا به دروازه های زندگی نزدیک نشو ،

هیچ وقت گدایی نکن ،

زیرا دروازه های زندگی هرگز به روی گداها باز نمی شوند!

نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/02ساعت 9:53 توسط ناهید

هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو :

دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد.

شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ،

 فردا در قلب من شکوفا می شود .

عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ،

 و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود.

جبران خلیل جبران

نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/02ساعت 9:44 توسط ناهید

 

حقیقت،آزادی می آورد، مراقبه آزادی می آورد- آزادی ازکتابها

و آزادی از کلام های کهنه. حقیقت، سکوت می آورد، آرامش،

حسی ازجاودانگی ، بقا و بی مرگی.

حقیقت زندگی شما رقصی را می آورد،آوازی تازه،

یک موسیقی جدید ،روشی تازه از زندگی دروقار و عشق.

دیانت،درست همچون عشق است.آیا هرگز چیزی به نام

 عشق سازمان یافته شنیده اید؟!!

نوشته شده در شنبه 1390/03/28ساعت 11:29 توسط ناهید


قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت